محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1842
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خويش بگويم و چون قوم پذيرفتند ، سپاه پيش عمرو بازگشت و عجمان به مردم ديار خويش پيوستند . واقدى گويد : در اين سال عمر ، ابو محجن ثقفى را سوى باضع تبعيد كرد . گويد : و هم در اين سال ، ابن عمر ، صفيه دختر ابى عبيد را به زنى گرفت . گويد : و هم در اين سال در محرم ، ماريه كنيز فرزند آوردهء پيمبر صلى الله عليه و سلم ، مادر ابراهيم در گذشت و عمر بر او نماز كرد و در بقيع به خاكش سپرد . گويد : و هم در اين سال ، در ماه ربيع الاول تاريخ نهادند . ابن مسيب گويد : نخستين كسى كه تاريخ نهاد عمر بود و اين ، دو سال و نيم گذشته از خلافت وى بود كه سال شانزدهم هجرت بود و اين كار را به مشورت على ابن ابى طالب كرد . گويد : عمر بن خطاب مردم را فراهم آورد و گفت : « تاريخ از چه روز نهيم ؟ » على گفت : « از روزى كه پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم هجرت كرد و سرزمين مشركان را ترك كرد » و عمر چنين كرد . ابن عباس گويد : تاريخ از سالى بود كه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم به مدينه آمد و در آن سال عبد الله بن زبير تولد يافت . در همين سال عمر بن خطاب سالار حج بود و به گفتهء واقدى زيد بن ثابت را در مدينه جانشين كرد . در اين سال عامل عمر بر مكه عتاب بن اسيد بود . و عامل طايف عثمان بن ابى العاص بود . و عامل يمن يعلى بن اميه بود . و عامل يمامه و بحرين علاء بن حضرمى بود . و عامل عمان حذيفة بن محصن بود .